اندر زور

لغت نامه دهخدا

اندرزور. [ اَ دَ وَ ] ( ص مرکب ) اندرزگو. آنکه کارش اندرز گفتن است:
زینت ملک خداوندی واندر خور ملک
صدر دیوان شه شرقی و اندرزوری.فرخی.

فرهنگ فارسی

اندرز گو. آن که کارش اندرز گفتن باشد.

جمله سازی با اندر زور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو جوشن بپوشید پرخاشجوی ز زور و ز شادی که بود اندر اوی

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز