ابن منذر ابوالولید محمد بن عمر منذر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبْن ِ مُنْذِر، ابوالولید محمد بن عمر منذر (د ۵۵۸ق /۱۱۶۳م )، از سیاست پیشگان و بزرگان شِلب در غرب اندلس و از رهبران قیام مریدون بود.
وی از مولدون - مسلمانان بومی اندلسی - بود و از کودکی در اشبیلیه به تحصیل پرداخت و در ادبیات و فقه مهارت یافت. از ابومحمد عبدالوهاب بن محمد لخمی حدیث شنید و از وی روایت کرد. به عضویت خطة الشوری (هیأت مشاوران قضائی امیر) در شهر شلب درآمد، سپس به زهد گرایید و در رباط ریحانه در ساحل دریا گوشه نشینی اختیار کرد.
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، ج۲، ص۲۰۲-۲۰۳، به کوشش حسین مونس، قاهره، ۱۹۶۳م.
ملاقات و مصاحبت ابن منذر با ابن قسی رهبر نهضت مریدون در غرب اندلس، سبب شد که وی مردم شلب را به این نهضت دعوت کند. آنگاه با همکاری دوست خود ابومحمدِ سیدرای ابن وزیر که قبلاً در یابُره در غرب اندلس قیام کرده بود، به جانب دژ مرجیق - در شرق شلب - که مرابطون آن را در اختیار داشتند، حرکت کرد و بر آن ها غلبه یافت و دژ را به تصرف در آورد و با کمک نیروهایی که ابن وزیر در اختیارش گذاشته بود، شهر باجه را نیز گشود و در ربیع الاخر ۵۳۹ در دژ میرتُلَه به حضور ابن قسی رسید و با وی بیعت کرد و ابن قسی او را به عنوان فرمانروای شلب و اطراف آن منصوب کرد. در دیدار بعدی میان آن دو پیمان همکاری تجدید شد و ابن منذر از سوی ابن قسی ملقب به العزیز بالله شد.
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، ج۲، ص۲۰۳-۲۰۴، به کوشش حسین مونس، قاهره، ۱۹۶۳م.
ابن منذر با همکاری یوسف بن احمد بطروحی، از رؤسای نهضت مریدی، وَلبه لَبلَه را گشود و مرابطون را از آن جا بیرون راند، و آن را بر قلمرو خود افزود. آنگاه درصدد برآمد که اشبیلیه را نیز بگشاید، پس دژهای قصر طلیاطه و زاهر در غرب را گشود و در خارج طریانه (اطریانه ) با لشکریان ابوزکریا یحیی بن علی غانیه سردار مرابطون که از قرطبه برای مقابله با او آمده بود، مواجه گشت. در جنگی که میان آن دو در گرفت جمعی از یاران ابن منذر کشته شدند و او با بقایای نیروهای خود شبانه به لبله فرار کرد. سپس یوسف بطروحی را برای دفاع از شهر لبله گمارد و خود به شلب بازگشت.
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، ج ۲، ص۲۰۴-۲۰۶، به کوشش حسین مونس، قاهره، ۱۹۶۳م.
...

جمله سازی با ابن منذر ابوالولید محمد بن عمر منذر

💡 مؤ لف: از مدلول روايت استفاده مى شود كه آيه مذكور در مدينهنازل شده، و نظير اين روايت، روايت ديگرى است كه در همان كتاب از عبد بن حميد از قتادهآورده، و روايت ديگرى كه از ابن منذر از ابن جريح آورده، و روايت ديگرى كه از عبدالرزاق و ابن منذر از ابن عباس آورده.

💡 و نيز در الدر المنثور است كه احمد و عبد بن حميد و حكيم ترمذى در كتاب نوادرالاصول و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب اسماء و صفات از ابىالاحوص از پدرش نقل كرده اند كه گفت: من شرفياب حضوررسول الله (صلى الله عليه و آله ) شدم در حالى كه لباسهايم كهنه بود، حضرتروى به من كرد و فرمود: از مال دنيا چيزى دارى ؟

💡 و در الدر المنثور است كه ابن منذر از عكرمه روايت كرده كه گفت: وقتى آيه شريفه (اذاجاء نصر اللّه و الفتح ) نازل شد، مشركين مكه به مؤ منينى كه با ايشان تماس داشتندگـفتند: كتاب شما مى گويد (همه مردم دسته دسته به دين خدا درمى آيند) پس شما هماز شـهـر ما بيرون شويد، چرا در اينجا مانده ايد؟. آنگاه آيه (و الذين يحاجون فى اللّهمن بعد ما استجيب له...) در اين باره نازل شد.

💡 و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از قتادهنقل كرده اند كه گفت: خداى تعالى فرموده: (و جئنا بك شهيدا على هؤ لاء) و براى مانقل كرده اند كه هر وقت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين آيه را تلاوت مىفرمود چشمانش اشك ريخت.

💡 ابن اسحاق، ابن منذر و اين ابى حاتم از عباس روايت كرده اند كه گفت:نبتل بن حارث در مجلس رسول الله صلى الله عليه و آله مى نشست و بهحرفهاى آن حضرت گوش مى داد و گفته هاى آن حضرت را به منافقان گزارش مى كرد.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز