لغت نامه دهخدا
گوسفندچران. [ ف َ چ َ ] ( نف مرکب ) چراننده گوسفند. که گوسفندان را چراند. چوپان. شبان.
گوسفندچران. [ ف َ چ َ ] ( نف مرکب ) چراننده گوسفند. که گوسفندان را چراند. چوپان. شبان.
آن که گوسفند را به چرا ببرد، چرانندۀ گوسفند، چوپان.
(صفت ) آنکه گوسفند را بچرا برد چوپان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بلنداقبال بایدجان به قربانت کنیم تا بدانی گوسفند عید قربان توایم
💡 قنبر: هر طور كه مرا به قتلبرسانى، همانطور، تو را به قتل خواهم رساند ولى مولاى من على عليه السلام به منخبر داده كه در راه محبت او، چون گوسفند مرا ذبح مى كنند.
💡 صد شبان چون من سپرده گوسفند خود به گرگ گوسفندان را چه کردی با کی گویم کو شبان
💡 نی همچو گوسفندان در زیر تیغ قصاب بیچاره وار و ناچار مردن کنید مردن
💡 هست در شرع ادب خونش هدر چون گوسفند هر که چون مجنون رود در کوی جانان زیر پوست
💡 - فرزند! به گوسفند چه زيانى مى رسد كه پس از كشته شدن پوستش را بكنند؟!