گوری شیخ

لغت نامه دهخدا

گوری شیخ. ( اِخ ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در 74000 گزی شمال باختری بندرعباس، سر راه فرعی لار به بندرعباس. جلگه و گرمسیر است. سکنه آن 250 تن است. آب آن از چاه است. محصول آن خرما و غلات و شغل اهالی زراعت وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در ۷۴٠٠٠ گزی شمال باختری بندر عباس سرراه فرعی لار به بندرعباس.

جمله سازی با گوری شیخ

💡 تو در دهن گوری و من بر لب گور از لب بدهن دراز راهی نبود

💡 چونک زد بسیار و گریان سر نهاد چنگ بالین کرد و بر گوری فتاد

💡 عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد

💡 به نظر مهدی یزدانی‌خرم حتی از نظر بزرگ‌ترین مخالفان آل‌احمد نیز سنگی بر گوری چهره‌ای جدید و «هراس‌انگیز» از او به‌دست می‌دهد.

💡 از تهیه‌کنندگان هم می‌توان به آدیتیا چوپرا، گوری خان، دیا میرزا و کاران جوهر اشاره کرد.

💡 بررسی باستان‌شناختی در تپه گوری کهنه زهک به شناسایی دو دوره استقراری اشکانی و «اسلامی پسین» انجامیده‌است.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز