لغت نامه دهخدا
گوایی نوشتن. [ گ ُ ن ِ وِ ت َ] ( مص مرکب ) گوایی نبشتن. رجوع به همین کلمه شود.
گوایی نوشتن. [ گ ُ ن ِ وِ ت َ] ( مص مرکب ) گوایی نبشتن. رجوع به همین کلمه شود.
( مصدر ) گواهی خود را در ورقه ای ثبت کردن شهادت کتبی دادن: آنان که شمردند مرا عاقل و هشیار گو تا بنویسند گواهی به جنونم. ( سعدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر باره بزد گوسان نوایی نوایی بود بر رامین گوایی
💡 جمله اجزای ما شکفته کن این دم تا به فلک بررود غریو گوایی
💡 احوال مرا نزد تو دانی که نباشد شرحی و بیانی و دلیلی و گوایی
💡 که رای و بزرگان گوایی دهند نه از بیم کزنیک رایی دهند
💡 بلی هر چه خواهد رسیدن به مردم بر آن دل دهد هر زمانی گوایی
💡 چه پران مرغ و چه باد هوایی دهد هر یک به درد من گوایی