لغت نامه دهخدا
گهواره فروش. [ گ َهَْ رَ / رِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که گهواره فروشد. مَهّاد.
گهواره فروش. [ گ َهَْ رَ / رِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که گهواره فروشد. مَهّاد.
( صفت ) آنکه گهواره فروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 180- چنانكه در آيه 29 و 30 از سوره مريم آمده: عيسى (عليه السلام ) در حالىكه كودك بود و در گهواره قرار داشت زبان گشود و گفت:
💡 چنانكه به حضرت عيسى (عليه السلام ) در آن هنگام كه در گهواره بود، مقام نبوت عطافرمود. (180)
💡 بانیاران تیمور، روستایی است از توابع بخش گهواره و در شهرستان دالاهو استان کرمانشاه ایران است.
💡 به کویت هر سحر چون اشک خود طفلی که می دیدم ز روی مرحمت آغوش خود گهواره می کردم
💡 از غمت در سینه دل صد نامه انشا میکند طفل را این شیر در گهواره گویا میکند
💡 مادر دوران مرا روزی که بر گهواره بست رشته محنت به دست و پای من پیچید و رفت