گندم اباد

لغت نامه دهخدا

( گندم آباد ) گندم آباد. [ گ َ دُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هروآباد که در 335 هزارگزی جنوب خاوری هشجین و 410 هزارگزی شوسه هروآباد به میانه واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه آن 330 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوب و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است. ده محل سکنی ایل شاطرانلو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

( گندم آباد ) دهی است جزئ دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هرو آباد

جمله سازی با گندم اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا مگر چون دانه گندم بر آیی رو سفید روزگاری سختی نه آسیا باید کشید

💡 از شادی بر جهم هر دم چو گندم بر سر تا به گر آن خط دانة دلها چو مور اندوختن گیرد

💡 چشم بینا نیست، ورنه همچو گندم کرده است باز از هر دانه ای، آغوش دیگر رزق ما

💡 لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست