گنجشک زبانک

لغت نامه دهخدا

گنجشک زبانک. [ گ ُ ج ِ زَ ن َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به بنجشک زوان شود.

جمله سازی با گنجشک زبانک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز دل که مرا در شکن زلف تو آسود گنجشک کجا همدم شهباز توان کرد

💡 همچو سیمرغ که از جا نبرد طوفانش نی چو گنجشک که افتد ز دم باد تفک

💡 آری گنجشک را طرفه چه از صید باز آری خفاش را بهره چه از آفتاب

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است می‌توان به گنجشک و افسون اشاره نمود.

💡 مرغ دل کامد به سویت چون کنم ضبطش که هیچ رشته‌ای برپای این گنجشک نوپرواز نیست

💡 از ریشه کنده معدلتش خار ظلم را گنجشک را به چنگل باز، آشیان دهد

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز