گمار قریب

لغت نامه دهخدا

گمارقریب. [ گ ُ ق َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول که در 25هزارگزی جنوب شرقی دزفول و 3هزارگزی جنوب باختری شوشتر به دزفول دشت واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش 100 تن است. آب آنجا از رود کارون و چشمه تأمین می شود. محصول آن غلات، برنج و کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه بختیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول

جمله سازی با گمار قریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ ار به نقص گفته من کپ زند بگو نا بالغست عقل تو لالا بر او گمار

💡 به سوگند و عهد استوارش مدار نگهبان پنهان بر او بر گمار

💡 نظر چندان که بر دشتش گماری به جز آب زمرد نیست جاری

💡 دلی که پند نگیرد ز هیچ دلداری بر او گمار دمی آن شراب گیرا را

💡 تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلک ما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست

💡 چون پای در رکاب وی آری گه نبرد چون دست در عنانش گماری گه شکار

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز