گلین خونی

لغت نامه دهخدا

گلین خونی. [ گ َ ] ( اِخ ) خاکستر خونی. دهی است از دهات نور مازندران. ( ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 149 ).

فرهنگ فارسی

یا خاکستر خونی دهی است از دهات نور مازندران.

جمله سازی با گلین خونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فخرالملوک (۱۲۶۳ قمری در تبریز - ۴ رمضان ۱۳۱۱ قمری در قم) شاهزاده قاجار و دختر ناصرالدین شاه و گلین خانم بود.

💡 قلعه چو با توب حکم شد که بکوبند فرق چه ما بین آهنین و گلین است

💡 دل برد طفلی از من و داغم که پیش او یک مهرهٔ گلین بدو صد دل برابر است

💡 رقص گلین آتلاندی (به ترکی آذربایجانی: Gəlin atlandı) از جمله رقص‌های بومی قدیمی مردم آذربایجان است.

💡 رقص گلین گتیرمه (به ترکی آذربایجانی: Gəlin gətirmə)(=عروس آوردن) از جمله رقص‌های محلی و بسیار قدیمی مردم آذربایجان است.

💡 رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب از شرم روی توست رخ ماه زیر آب

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز