گلاب پاچ

لغت نامه دهخدا

گلاب پاچ. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) رجوع به گلاب پاش شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه گلاب پاشد. ۲ - ( اسم ) ظرفی بلورین و غیره دارای لوله که در آن گلاب ریزند و از لول. آن گلاب پاشند.

جمله سازی با گلاب پاچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کتایون می‌آورد همچون گلاب همی خورد با شوی تا گاه خواب

💡 همی گلاب اگر از رهت نیابد بو چو آب جوی بریزند بر گلش اخیار

💡 معجز خوبی نگر بیدل که هنگام سخن لعل خاموشش کشید از غنچهٔ گوهر گلاب

💡 چون در آتش گلاب میباید شد ناکامْ سپر بر آب باید انداخت

💡 هم سبزهٔ سرمست برُست ای ساقی هم گل به گلاب روی شست ای ساقی

لوس شدن یعنی چه؟
لوس شدن یعنی چه؟
ریسنده یعنی چه؟
ریسنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز