گشنیز حصرم

لغت نامه دهخدا

گشنیز حصرم. [ گ ِ زِ ح ِ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگوری باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و گشنیزه نیز آمده است:
حرمت می را که می گشنیز دیگ عیشهاست
بر سر گشنیزه حصرم روان افشانده اند.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 114 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از شراب انگوری باشد.

جمله سازی با گشنیز حصرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان دورود فرامان و در مجاورت رودخانه گاماسیاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۵ نفر (۳۹خانوار) بوده‌است و دارای پیشینه‌ای قدیمی است. مردم آن بیشتر به کار کشاورزی مشغول هستند.گندم، جو، ذرت، لوبیا سفید و گشنیز از محصولات اصلی کشاورزی این روستا محسوب میشود.

💡 سالاد شیلیایی یا انسالادا چیلینا سالادی است که حاوی گوجه فرنگی، پیاز، گشنیز و روغن زیتون و گاهی فلفل چیلی است.

💡 خاج یا گشنیز در بازی پاسور جزوی از یکی از ارکان یا خال ها می‌باشد.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز