لغت نامه دهخدا
گشن خواه شدن. [ گ ُ خوا / خا ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نر جستن. طالب نر بودن. استسعاب: اقحفت البقرة اقفاحاً؛ گشن خواه شد گاو ماده. اقحفت الذئبة اقفاحاً؛ گشن خواه شد گرگ ماده. ( منتهی الارب ).
گشن خواه شدن. [ گ ُ خوا / خا ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نر جستن. طالب نر بودن. استسعاب: اقحفت البقرة اقفاحاً؛ گشن خواه شد گاو ماده. اقحفت الذئبة اقفاحاً؛ گشن خواه شد گرگ ماده. ( منتهی الارب ).
نر جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو نمیشائی بهمراهی مرا خود نخواهم من اگر خواهی مرا
💡 تا من به تو زندهام به دل کس نکنم چون من رفتم تو هرچه خواهی میکن