لغت نامه دهخدا
گریه مستانه. [گ ِرْ ی َ / ی ِ ی ِ م َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گریه ای که در حالت مستی شراب روی دهد:
ما به ذوق گریه مستی درین بزم آمدیم
می بده ساقی بقدر آنکه چشمی تر شود. رضی دانش ( از آنندراج ).
گریه مستانه. [گ ِرْ ی َ / ی ِ ی ِ م َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گریه ای که در حالت مستی شراب روی دهد:
ما به ذوق گریه مستی درین بزم آمدیم
می بده ساقی بقدر آنکه چشمی تر شود. رضی دانش ( از آنندراج ).
گریه که در حالت مستی شراب روی دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رومن رولان سمفونی هفتم را «غوغای مستانه و آشوببرانگیزِ ریتم و آهنگ» میداند و مینویسد:
💡 اشعار مستانه اى را كه يزيد در وصف مى و ميخوارگى و آواز و مطربى سروده، بسيار است؛ از آن جمله اشعار زير است:
💡 سید ز همه عالم بر خاست به عشق او در کوی مغان با او مستانه و خوش بنشست
💡 مطلبم از میپرستی تر دماغیها نبود یک دو ساغر آب دادمگریهٔ مستانه را
💡 بسکه یادت میدهد پیمانهٔ بیهوشیام اشک هم در دیدهام بیلغزش مستانه نیست
💡 219. «یک نالۀ مستانه ز جایی نشنیدیم... (در ماجرای پایاننامهنویسانی)»، گزارش میراث، تهران، آذر ـ اسفند ۱۳۹۴، س 9، شمـ ۷۳-۷۲.