لغت نامه دهخدا
گربه رقصانی. [ گ ُ ب َ/ ب ِ رَ ] ( حامص مرکب ) رجوع به گربه رقصاندن شود.
گربه رقصانی. [ گ ُ ب َ/ ب ِ رَ ] ( حامص مرکب ) رجوع به گربه رقصاندن شود.
ادا و اطوار درآوردن و اشکال تراشی کردن در انجام دادن کاری، گربه رقصاندن.
بهانه های بی مورد برای اجرای عملی آوردن اشکال تراشی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلکه روی ماه رایت گربه گردون میکند چاره تسخیر اقلیم خراسان میبرد
💡 شه کجا ملک خوبش یغما کرد گربه باشد که زاد بچه و خورد
💡 خال در جانورشناسی به الگوهایی بر روی خز یا پوست گفته میشود که اغلب شکلی همچون گل رز بر بدن جانور تشکیل میدهند. بسیاری از اعضای خانواده گربهسانان دارای چنین الگوهایی بر پوست خود هستند و از آن برای استتار به منظور دفاع یا شکار بهره میگیرند.
💡 گونههای مهم جانوری این منطقه شامل گوزن زرد، مرال، شوکا، گربه جنگلی و قرقاول است.