گران اندام
مترادفها
تنومند، چاق، درشتهیکل، سنگینوزن
متضادها
لاغراندام
لغت نامه دهخدا
گران اندام. [ گ ِ اَ ] ( ص مرکب ) سنگین اندام. چاق. فربه. || خسته و کوفته از خواب یا اندوه.
فرهنگ فارسی
۱ - سنگین اندام فربه. ۲ - کوفته از خواب یا اندوه خسته.
جمله سازی با گران اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جوانی پدید آمد آراسته به اندام چون سرو نو خاسته