گدا فطرت

لغت نامه دهخدا

گدافطرت. [ گ َ / گ ِ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) کسی که طینت گدایی دارد. پست فطرت. لئیم. دنی. رجوع به گدا شود.

فرهنگ فارسی

آنکه طبیعه گدا باشد گدامنش گدا صفت: گدا طبع اگر در تموز آب حیوان بدستت دهد جورسقا نیرزد. ( سعدی )

جمله سازی با گدا فطرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواب عیش زندگی پرمنفعل تعبیر بود شخص فطرت را جنب از احتلامش‌ کرده‌ایم

💡 هر قدر انگيزه ها به نور فطرت نزديكتر باشند و از حجب، حتى حجب نور وارسته تر،به مبداء نور وابسته ترند، تا آنجا كه سخن از وابستگى نيز كفر است.

💡 مسندش را دست فطرت بگذرانید از فلک بعدی کی وزارت را به دست آرد چنین مسند نشین

💡 و بعيد نيست كه مراد از تغيير خلقت خداى تعالى خروج از حكم فطرت و ترك دين حنيفباشد آن دينى كه خداى تعالى در باره اش ‍ فرمود: (فاقم وجهك للدين حنيفا فطرةاللّه التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق اللّه، ذلك الدين القيم ).

💡 از این بساط گرفتم عیار فطرت یاران سری‌ که شد تهی از مغز گردش فلک استش

💡 عده‌ای با دیدن دلیل روشن خداوند به فطرت الهی خویش بازگشتند و دین اسلام را برگزیدند.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز