لغت نامه دهخدا
( کوچه یافت-ن ) کوچه یافت-ن. [ چ َ / چ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) راه یافتن. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
( کوچه یافت-ن ) کوچه یافت-ن. [ چ َ / چ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) راه یافتن. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) راه یافتن.
💡 در دل سنگ توان رخنه به همواری کرد رشته را عقد گهر کوچه دهد تا گذرد
💡 هر که در کوچه تو را دید مرا می گوید بی محابا به سر کوی بلا می آیی
💡 می کشیدن به سر کوچه و بازار، سلیم از حریفان همه نیکوست، ز ما نیکو نیست
💡 به شاهراه طریقت رسیده ام جویا به کوچه باغ دو زلفش دویده ام امشب
💡 مرو از راه برون بر اثر نکهت زلف که سر از کوچه زنجیر برون می آرد!
💡 سری کشید بهر کوچه گرچه واعظ ما ولی قدم ز سرکوی او برون نگذاشت