لغت نامه دهخدا
کوچ دادنی. [ دَ ] ( ص لیاقت مرکب ) کوچاندنی. رجوع به کوچاندنی شود.
کوچ دادنی. [ دَ ] ( ص لیاقت مرکب ) کوچاندنی. رجوع به کوچاندنی شود.
کوچاندنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلوههای ویژه: عبارت است از ترفندها و روشهایی که به وسیلهٔ آنها میتوان صحنهای را که اتفاق نیفتاده است و گاه اساساً رخ دادنی نیست، به گونهای نشان داد که گویی اتفاق افتادهاست. جلوههای ویژه معمولاً در صحنههایی شامل آتشسوزی، انفجار، زلزله، سفر به سرزمین رؤیاها… به کار میرود.
💡 هرکه در بارگاه لطف شتافت دادنی داد و جستنی دریافت
💡 چون دادنی است روز قیامت حساب خود امروز خود حساب نباشد کسی چرا؟
💡 «وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِلْکافِرِینَ عَرْضاً (۱۰۰)» و فرا دیدار دهیم دوزخ آن روز کافران را دیدار دادنی.
💡 شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت
💡 جان به یاد دوست میرفت از تنم این چنین جان دادنی ارزان نبود