کوسر کردن

لغت نامه دهخدا

کوسر کردن. [ ک َ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرد آمدن و شور کردن. گرد آمدن به مشورت. به جماعت مشورت کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

گرد آمدن و شور کردن. گرد آمدن به مشورت

جمله سازی با کوسر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از بادهای محلی این منطقه می‌توان به بادهای دشت وا، گله وا (وا به زبان مازندرانی: باد)، خزری، بادسام، کوسری وا، دشت واستریک، گله واستریک، استرآبادی وا، صورت وز و آفتاب شو اشاره کرد.

💡 کوسر فردی که از عالم سبکبارم کند کز دو سر دایم گرانی چون ترازو می کشم

💡 خاک شد زیر پای همّت تو و هم کوسر بر آسمان سودست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران