کور باطنی
لغت نامه دهخدا
کورباطنی. [ طِ ] ( حامص مرکب ) کندفهمی. کم هوشی. ( فرهنگ فارسی معین ). کوردلی. و رجوع به کورباطن و کوردل شود.
فرهنگ فارسی
کند فهمی کم هوشی.
جمله سازی با کور باطنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این شرایط بحرانی ریبک بر خلاف میل باطنی هاسلر را در ۱ ماه مانده به شروع یورو دعوت کرد و بازوبند کاپیتانی را به او سپرد. آلمان با حضور ۹۰ دقیقهای او موفق شد چک را ۳بر۲ و لیختن اشتاین را ۸ بر ۲ در دیدارهای دوستانه شکست دهد و راهی یورو شود.
💡 داشتن دانش زیاد بدون داشتن اخلاق، تنها باعث ایجاد یک کور باطنی در انسان میشود که حقیقت را نمیبیند.
💡 بسیاری از انسانها با وجود دیدن زیباییهای جهان، به دلیل کور باطنی، از درک معنای واقعی زندگی باز میمانند.
💡 درمان اصلی برای رفع مشکل کور باطنی، تمرین مداوم خودشناسی و توجه عمیق به ارزشهای انسانی و معنوی است.