کلبۀ کوهستانی
مترادفها
کلبه، پناهگاه، آسایشگاه
فرهنگستان زبان و ادب
{chalet} [گردشگری و جهانگردی] خانۀ کوچک شیروانی داری که معمولاً چوبی است و در مناطق کوهستانی و سرد برای گذراندن تعطیلات ساخته می شود
جمله سازی با کلبۀ کوهستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان کوهستانی تالش قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۴ نفر (۶۶خانوار) بودهاست.
💡 ما تصمیم گرفتیم برای گذراندن تعطیلات تابستان، یک کلبۀ کوهستانی دنج و آرام را در نزدیکی جنگلهای انبوه شمال برای اقامت خود رزرو کنیم.
💡 آن کلبۀ کوهستانی کوچک با دیوارهای چوبی و نمای زیبا، همیشه در خاطرات گردشگرانی که از آنجا بازدید کردهاند، به عنوان مکانی آرام باقی مانده است.
💡 در فصل زمستان، برف سنگین مسیر رسیدن به آن کلبۀ کوهستانی را مسدود میکند و تنها با استفاده از سورتمه یا برفرو قابل دسترسی است.