لغت نامه دهخدا
کلاوه شدن. [ ک َ وَ / وِ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) سرگشته و سراسیمه شدن. ( ناظم الاطباء ). کلافه شدن. گیج و سرگشته شدن. ( حاشیه برهان چ معین ).
کلاوه شدن. [ ک َ وَ / وِ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) سرگشته و سراسیمه شدن. ( ناظم الاطباء ). کلافه شدن. گیج و سرگشته شدن. ( حاشیه برهان چ معین ).
سرگشته و سراسیمه شدن. کلافه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حال حاضر بیشتر ارامنه از شازند رفتهاند و فقط چهار نفر باقی ماندهاند در کلاوه و عباسآباد همه مهاجر هستند ولی در ازنا و شازند خانوادهای اصیل منطقه که از گذشته بودهاند وجود دارند
💡 لازم به توضیح است که پسران جوان امروزی بهندرت پیچ میبندند. دختران نیز بهندرت کلاوه یا گلگله بر سر میکنند.