لغت نامه دهخدا
کشن خواه. [ ک ُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) گشن خواه. مست. فحل جوینده. رجوع به گشن و گشن خواه شود.
کشن خواه. [ ک ُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) گشن خواه. مست. فحل جوینده. رجوع به گشن و گشن خواه شود.
گشن خواه. مست. فحل جوینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رها کن، چیست چندان خواب بر خواب چه خواهی دید غیر از خواب در خواب؟
💡 و هنگامى كه اين امور پايان يافت فراغت پيدا كرد، هركس از حاضران كه خواهان نزديكىجستن به خداوندگار روز جزاست، ميّت را زيارت مى نمايد.
💡 بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب، هر آن چه خواهی که تویی
💡 و در حاليكه گروه مردم پيش روى او بودند، پيغمبر اكرمصلى الله عليه و آله فرمود: هر كه را منم مولاى او پس على هم مولاى او خواه ب
💡 در پی این اتفاقات برخی از نمایندگان خواهان استعفای او شدند ولی وی از این امر خودداری نمود.