کستی بستن
مترادفها
گره زدن، بستن
لغت نامه دهخدا
کستی بستن. [ ک ُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن کستی بر کمر. کستی به دور کمر بستن و کستی، بندی مخصوص است. رجوع به کستی شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کستی بدور کمر بستن.
جمله سازی با کستی بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به کستی با فلک بیرون چرا رفتی؟ کجا داری تو با او طاقت کستی؟
💡 سایه کز بالای او چستی گرفت با همه دیوان بهم کستی گرفت
💡 با پای تو این جا سر و پایی گردید تا با سر دشمن تو گیرد کستی
💡 کستی یاوکشتی هماکنون در میان کردها رواج دارد و سه گره آن، کردار و گفتار و پندار نیک، هنوز برجا است. به این کمربند پشتوین میگویند، که در آیینهای رسمی روی لباس کردی بسته میشود.
💡 فریاد من رس اکنون، کم دست و پای بسته با چون فلک حریفی باید گرفت کستی
💡 به کین بر زمان پیشدستی کنم به یک دست با پیل کستی کنم