کرکره جال

لغت نامه دهخدا

کرکره جال. [ ک َ ک َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از توابع دوهزار تنکابن مازندران. ( سفرنامه مازندران رابینو ص 105 و ترجمه آن ص 145 ).

جمله سازی با کرکره جال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درمیان منگوله‌های مختلف نوعی که بکلاه‌های مخصوص تشریفاتی گاردهای تشریفات نصب می‌شود (ش۷) منگوله تشریفات نام دارد. نوعی ازآن که به بندهای پرده‌های کرکره‌ای متصل است، منگوله کشش خوانده می‌شود.

💡 سازماندهی فضا و ارتباط فضاهای مختلف با عملکردهای متفاوت اداری، خدماتی، نمایشی و غیره در فرهنگسرای نیاوران به خوبی انجام شده‌است و قابلیت انعطاف و تغییر فضاها از طریق تقسیم فضا، به خصوص در فضاهای نمایشی و همچنین امکان استفاده از شبکه‌های کرکره‌ای، پیش‌بینی شده‌اند.

💡 persiana: به معنی پرده کرکره، پنجره پوش، برگرفته از پنجره پوش‌های سبک ایرانی یا پارسی که اولین بار در قرن هجدهم به ونیز برده شدند.