لغت نامه دهخدا
کرایه نشین. [ ک ِ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) اجاره نشین. ( یادداشت مؤلف ). آنکه در خانه و جایی که کرایه کرده است اقامت کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
کرایه نشین. [ ک ِ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) اجاره نشین. ( یادداشت مؤلف ). آنکه در خانه و جایی که کرایه کرده است اقامت کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. نِ ) (اِ. ) مستأجر.
= مستٲجر
( صفت ) آنکه در خانه و جایی که کرایه کرده اقامت کند.
مستأجر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دانشگاه بالاترین درصد اساتید با مدرک دکترا را در میان دانشگاههای کانادا داراست. در این دانشگاه دانشجویان موظف به کرایه لپتاپ ارائه شده از جانب دانشگاه برای انجام تحقیقات و ارتباط با اساتید در کلاس درس میباشند.
💡 سرویس قطار در غرب مالزی با خط آهن مالایایی Keretapi Tanah Melayu انجام میگیرد و شبکه گستردهای دارد که تمام نواحی و شهرهای این شبه جزیره و از جمله سنگاپور، را به یکدیگر پیوند میدهد. خط آهن کوتاهی در ساباه وجود دارد که راهآهن بورنئوی شمالی از آن برای ترابری کرایهای بهره میگیرند.