لغت نامه دهخدا
کج و کوله. [ ک َ ج ُ ک َ / کو ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) کج واج. ( یادداشت مؤلف ). کج و چوله. کج و معوج. کژ و مژ. ( فرهنگ فارسی معین ).
کج و کوله. [ ک َ ج ُ ک َ / کو ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) کج واج. ( یادداشت مؤلف ). کج و چوله. کج و معوج. کژ و مژ. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~ُ کُ لِ ) (ص. ) دارای شکل یا امتداد نادرست و نازیبا، کج و معوج.
( صفت ) کج و معوج کژمژ: [ پای کج و کوله ] [ این تو هستی که صور اشیا را کج و کوله کرده همه چیز را از ترکیب می اندازی ( خطاب آین. محدب باین. صاف ) ]. ( دشتی )
دارای شکل یا امتداد نادرست و نازیبا، کج و معو
💡 کار بازسازی تاش کوله در سال ۲۰۰۰ آغاز شد و در سال ۲۰۰۱ به پایان رسید و امکان بازدید گردشگران از این بنا فراهم شد.
💡 این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴۴ نفر (۶۹خانوار) بودهاست.
💡 دره کوله، روستایی از توابع بخش سیروان شهرستان سنندج در استان کردستان ایران است.
💡 این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۶ نفر (۵۴خانوار) بودهاست.
💡 پائین بودن غلظت گلوکز در خون، اسیدهای آمینه، کاتکول آمینهها، تحریک عصبی سمپاتیک و کولهسیستوکینین همگی باعث آزاد شدن گلوکاگون میشوند هیپرگلیسمی و انسولین آن را مهار میکنند.
💡 این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال۱۴۰۱، جمعیت آن ۱۲۰۰ نفر (۲۰۰خانوار) بودهاست.