لغت نامه دهخدا
کاپ کاست کاسل. ( اِخ ) کاپ کوست. شهری از افریقای انگلیس ( ساحل طلائی ). واقع در کرانه خلیج «گینه »، جمعیت آن 17000 تن است.
کاپ کاست کاسل. ( اِخ ) کاپ کوست. شهری از افریقای انگلیس ( ساحل طلائی ). واقع در کرانه خلیج «گینه »، جمعیت آن 17000 تن است.
شهری از آفریقای انگلیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آخر روی از و بر کاست مهراج بدو بگذاشت تخت و کشور و تاج
💡 مرا گفتا که برخیز و بگو راست وگرنه این زمان گردی کم و کاست
💡 کجم گر میکند گر راست فزونم میکند گر کاست چنین خواهد چنین باشم چنان خواهد چنان گردم
💡 مرا زان حسن روز افزون که جان کاست به دل هر روز صد حسرت فزاید
💡 چنان بانگ از آن هر دو لشکر بخاست که دل در بر شیر در بیشه کاست
💡 ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی از شرم کاست، تا شد ماه تمام نیمی