کاله عرب خیل

لغت نامه دهخدا

کاله عرب خیل. [ ل ِ ع َ رَ خ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش بابلسر شهرستان بابل، که در 9هزارگزی شمال بابلسر کنار شوسه بابلسر به به نمیر واقع است دشت، معتدل و مرطوب است. و 1500 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه تالار و چاه تأمین میشود. محصول آن صیفی، غلات، پنبه، کنجد، باقلا و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است، و دبستان دارد. تابستان گله داران به ییلاقهای سوادکوه میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان حومه بخش بابلسر شهرستان بابل ( مازندران ) ۹ کیلومتری شمال بابلسر کنار شوسه بابلسر به بهنمیر ( به نمیر ) دشت معتدل و مرطوب ۱۵٠٠ تن سکنه. آب از رود تالاروچاه.

جمله سازی با کاله عرب خیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاله در زبان طبری به چند معناست؛ که یکی از آنان به معنی به نوک پستان گاو یا گوسفند است.

💡 بشکافتی جان از میان، خود را نه پیوندی بر آن یعنی تویی پیوند جان، پر کاله ای از جان نه ای

💡 نوع دوم: شرکت‌هایی که تمام سرمایه آن‌ها در موقع تأسیس منحصراً توسط مؤسسان تأمین گردیده‌ است. اینگونه شرکت‌ها شرکت سهامی خاص نامیده می‌شوند؛ مثل شرکت کاله آمل.

💡 کاله در اولین حضور خود با برتری برابر آلماتی قزاقستان عنوان سوم رقابت‌های جام باشگاه‌های آسیا را کسب کرد.

💡 اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت چون برگ شقایق جگر از ناله فرو ریخت

💡 دی شدی در باغ و گل از بهر گرد افشاندنت کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز