کالسه دوان

لغت نامه دهخدا

کالسه دوان. [ س ِ دُ ] ( اِخ ) کالسدوان. نام شهری قدیم به آسیای صغیر، واقع در کنار بسفر. جامعه مذهبی این شهر در 451 مونوفیزیستها را محکوم کردو مونوفیزیستها فرقه ای بودند که اعتقاد به یک طبیعت عیسی ( طبیعت الهی ) داشتند. رجوع به کالسدوان شود.

فرهنگ فارسی

نام شهری قدیم باسیای صغیر

جمله سازی با کالسه دوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بارون بیکاش دوان (بنگالی: বরুন বিকাশ দেওয়ান؛ زادهٔ ۲ اکتبر ۱۹۷۳) بازیکن فوتبال اهل بنگلادش بود.

💡 خویشتن را چو منم سایه تو زان شب و روز در پیت بر صفت سایه دوان میبینم

💡 این طرفه بین که یار در آغوش و من چنین در جست و جوی او بجهان گشته ام دوان

💡 آفتاب و ماه علم آراستی زان پس که تو نه بسان آفتاب و مه دوان بر هر دری

💡 عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى كه نوبت به حضرت رقيه عليه السلامرسيد آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.

💡 و آنک بگوید ز تو برد مرا و تو را و آنک بگوید ز من دور شد از هر دوان

لباس‌شویی یعنی چه؟
لباس‌شویی یعنی چه؟
ماکت ویلی یعنی چه؟
ماکت ویلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز