لغت نامه دهخدا
کافورسپرم. [ رِ پ َ رَ ]( اِ مرکب ) کافور اسپرم. رجوع به کافور اسپرم شود.
کافورسپرم. [ رِ پ َ رَ ]( اِ مرکب ) کافور اسپرم. رجوع به کافور اسپرم شود.
( اسم ) اقحوان ریحان کافوری: [ وقوت او ( قوت بهار عین البقر ) چون قوت کافور اسپرم است که اقحوان خوانندش ]. ( الابنیه )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه همانا که بر این اشتر نوروزی جز که کافور و در و گوهر بارستی
💡 سیاهی افگند تا از جوانی داغ تن ما را جهان از پیری ما، مرهم کافور میسازد