لغت نامه دهخدا
کارل سلمان. [ س َ ] ( اِخ ) کارل زالمان. رجوع به زالمان شود.
کارل سلمان. [ س َ ] ( اِخ ) کارل زالمان. رجوع به زالمان شود.
کارل زالمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار من سودا زده عشق است و ز سلمان جز عشق مپندار که کاری دگر آید
💡 صبر و آرام ز سلمان چه طمع میداری تو برآنی که مرا صبری و آرامی هست
💡 گر بَدَم گویی و نیکویی، به هر حالت که هست هست، سلمان، از میان جان، دعا گوی شما
💡 سلمان مشو ز عشق پریشان و جمع باش اول نگاه کن که پریشان کیستی؟
💡 زینهار امروز سلمان با می و حوری نشین چند خواهی بر امید وعده فردا نشست
💡 من لبت را، دل به رغبت دادهام ورنه، با سلمان لبت وامی نداشت