کار نااستوار

مترادف‌ها

کار لرزان، کار متزلزل، کار بی‌ثبات

متضادها

کار استوار، کار پایدار

لغت نامه دهخدا

کار نااستوار. [ رِ اُ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عریج. ( منتهی الارب ). کار نامحکم.

جمله سازی با کار نااستوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کردی بنای عیش و غمم سست و استوار از عهد سست و بیعت نااستوار خویش

💡 کار رفت از دست،وحشی پای بستی کن ز صبر این بنای طاقت نااستوار خویش را

💡 مگو کار جهان نااستوار است هر آن ما ابد را پرده دار است

💡 فراغت نخسبی در ایوان او که سیل است و ارکانش نااستوار

💡 مرا تو توبه مده زانکه بشکنم ناچار که رسم توبه نااستوار من اینست

💡 انجام دادن پروژه‌های بزرگ ساختمانی با استفاده از مصالح بی‌کیفیت و زیرساخت‌های ضعیف، منجر به ایجاد یک کار نااستوار و خطرناک می‌شود.

💡 ساختن یک بنا بر روی زمین‌های لرزه‌خیز بدون رعایت اصول مهندسی، نمونه‌ای از یک کار نااستوار است که امنیت ساکنان را تهدید می‌کند.

💡 مدیریت کردن یک مجموعه اقتصادی بدون داشتن استراتژی‌های مشخص، مانند انجام یک کار نااستوار است که در نهایت به شکست منجر می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران