لغت نامه دهخدا
چهارطاق افکن. [ چ َ / چ ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. || فراش. ( ناظم الاطباء ). کنایه از فراش است. رجوع به چارطاق افکن شود.
چهارطاق افکن. [ چ َ / چ ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. || فراش. ( ناظم الاطباء ). کنایه از فراش است. رجوع به چارطاق افکن شود.
آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. کنایه از فراش است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه چهار طاق (تکاب) مربوط به هزاره اول (پیش از میلاد) - دوره اسلامی قرن ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان تکاب، بخش تخت سلیمان، دهستان افشار، روستای چهارطاق واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۷۶۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.