چمن گردی
مترادفها
چمنزنی
لغت نامه دهخدا
چمن گردی. [ چ َ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل چمن گرد. گردش کردن و سیر کردن در چمن:
بیاد همصفیران در چمن شور خوشی دارم
چمن گردی ز هر فرسوده بال و پر نمی آید.دانش ( از آنندراج ).رجوع به چمن گرد شود.
فرهنگ فارسی
عمل چمن گرد. گردش کردن و سیر کردن در چمن.
جمله سازی با چمن گردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز صورت در گذر تا خاک گردی که چون تو خاک گردی پاک گردی
💡 به چندان که در دستت افتد بساز از آن به که گردی تهیدست باز
💡 ای قوم حُذر کنید از این طوفان ترسم که به دامنی رسد گردی
💡 سوی شهر بینیازی ره بپرس چند گردی کور و کر اندر ضلال؟
💡 نه من کشتم او را نه یاران من نه گردی گمان برد زین انجمن
💡 داری سر آنکه عذر را نپذیری یا خود ز پی بهانه ای می گردی
💡 در روزهای زیبای بهاری، خانوادههای زیادی برای چمن گردی و لذت بردن از هوای تازه به پارکهای بزرگ و سرسبز شهر میروند.
💡 سنت چمن گردی در فرهنگهای مختلف، همواره با همراه داشتن غذاهای لذیذ و برگزاری جشنهای کوچک در دل طبیعت همراه بوده است.
💡 کودکان پس از اتمام امتحانات مدرسه، با هیجان فراوان برای چمن گردی و بازی در فضای باز با دوستان خود هماهنگی میکنند.