لغت نامه دهخدا
چغور سعد. [ چ س َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قراء و مراتع شیروان که آن را «چخور سعد» هم گویند و در سال 906 هَ. ق. الوندمیرزای ترکمان در این محل با شاه اسماعیل جنگ کرده است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 259 ).
چغور سعد. [ چ س َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قراء و مراتع شیروان که آن را «چخور سعد» هم گویند و در سال 906 هَ. ق. الوندمیرزای ترکمان در این محل با شاه اسماعیل جنگ کرده است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 259 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: قریه ایست از قرا و مراتع شیروان که آنرا (( چخور سعد ) ) هم گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باراغا، آو گری، پای توه، گرم آوشا، کاید مدی، بوا جمال، آو چغور، خرسو،
💡 در نوعی از چغور پغور که در استانهای شمالی به «واویشکا» معروف میباشد، روده گوسفند (معروف به شیرین گوشت) علاوه بر دل و جگر گوسفند، اضافه میشود.
💡 چخورِ سَعد (یا چغور سعد) یکی از ولایات صفویه، در محدودهٔ همان ایروان امروزی در ارمنستان، بود. شهر ایروان مرکز این ولایت و محل استقرار حاکم صفوی بود.