چغز باره
لغت نامه دهخدا
چغزباره. [ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) سبزی بالای آب ایستاده که جامه غوک و بزغسمه نیز گویند. ( رشیدی ). سبزه بسته روی آب که نام مشهورش جل وزغ است. ( فرهنگ نظام ). چغزابه و چغزپاره و چغزواره. طحلب. جامه غوک. و رجوع به چغزابه و چغزاوه و چغزپاره و چغزواره شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چیزیست مانند ابریشم سبز که در آبهای ایستاده بهم رسد طحلب جل وزغ جام. غوک.
سبزیی بالای آب ایستاده که جام. غوک و بزغسمه نیز گویند
جمله سازی با چغز باره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی بست بر باره رهام تنگ به برگستوان بر زده طوس چنگ
💡 چو آن بنده بشنید آوای پیر باستاد و از باره آمد به زیر
💡 به خنجر تن هر دو را پاره کرد سرانشان ز تن کند و بر باره کرد
💡 بزد بر زمین و به بستش دو دست دگرباره بر باره کین نشست
💡 به چشم او یکی ذره نسنجد اگر عالم شود صد باره چندین
💡 همی گفت شه چاره جوید مگر به دامم درآرد دگر باره سر