چشمه ٔ سیماب ریز
مترادفها
چشمه جیوه
لغت نامه دهخدا
چشمه سیماب ریز. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( برهان ) ( آنندراج ). آفتاب. ( ناظم الاطباء ):
با کفش این چشمه سیماب ریز
خوانده چو سیماب گریزا گریز.نظامی.|| ماه را نیز گویند. ( آنندراج ). ماه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چشمه سیماب شود.
جمله سازی با چشمه ٔ سیماب ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شنیده بودم سیماب زاید از شنگرف ندیده بودم شنگرف ریزدی سیماب
💡 یکی چنانکه به زنگار برزنی شنگرف یکی چنانکه به شنگرف برزنی سیماب
💡 ما در مقامِ آینه رنگِ دیگریم چون اشکْ داغ در دل و سیماب در نظر
💡 چشم طبیب چشمه سیماب می شود انگشت اگر نهد برگ اضطراب ما
💡 آیینه است عالم و سیماب رهروان آسودگی چگونه تمنا کند کسی؟
💡 به سعیش چنان سعی را گرم، پشت که سیماب را طعن آرام کشت