چشمه ٔ زندگانی

مترادف‌ها

منبع زندگی، سرچشمه حیات

لغت نامه دهخدا

چشمه زندگانی. [ چ َ / چ ِ م َ/ م ِ ی ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عین الحیوة؛ چشمه زندگی. چشمه آب حیات: آنگاه از ماهیانی که در چشمه زندگانی گرد آمده و از سایه آن پشته بزرگ متنعم و بهره مند بودند. ( مجموعه دوم مصنفات شیخ اشراق چ کربین ص 292 ). رجوع به چشمه زندگی شود.

جمله سازی با چشمه ٔ زندگانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زهی لذّت خوشا آن زندگانی که روی یار خود بینی نهانی

💡 مرا با زندگانی بخش یاری که تا جان دادنم دل زنده داری

💡 دل ما را فراغت از جان است زندگانی ما به جانان است

💡 حسد گر بر نهادت چیر گردد دلت از زندگانی سیر گردد

💡 سرش را درافکند در خاک دهر همه زندگانی بدو گشت زهر

💡 مرگ سبکروان، طلب آرمیدن است چون نبض، زندگانی ما در تپیدن است

💡 شاعر بزرگ در اشعار خود، عشق را همچون چشمه‌ای بی‌پایان توصیف می‌کند که چشمه ٔ زندگانی را برای انسان‌های عاشق به شکلی متفاوت و پرنشاط می‌گرداند.

💡 گاهی اوقات تجربه‌های تلخ و شیرین گذشته، مانند چشمه‌ای جاری هستند که چشمه ٔ زندگانی را برای رسیدن به بلوغ فکری و معنوی، غنی و پربار می‌سازند.

💡 امید و ایمان به آینده، درست مانند چشمه‌ای است که از دل تاریکی‌ها می‌جوشد و چشمه ٔ زندگانی را برای نسل‌های آینده روشن و درخشان نگه می‌دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران