چشمه ٔ جانان
مترادفها
چشمه معشوق
لغت نامه دهخدا
چشمه جانان. [ چ َ م َ ی ِ ] ( اِخ ) بقراری که مؤلف کتاب «محاسن اصفهان » نوشته است نام سرچشمه ای است که جوی «زرین رود» از آن جاریست: «... و برین عرصه ( اصفهان ) قریب هشتصد پاره دیه و مزرعه که بحقیقت هر دیهی شهری معتبر و هر مزرعه از دیهی بزرگتر، با کثرت اصناف اهالی و سکان معمور و قائم، مشرب بعضی از آن نواحی و رساتیق از جوی «زرین رود» است که جاری میشود از منبع که آن را «چشمه جانان » میگویند تا مفیض که رو بدشت سفلی است برطول پنجاه فرسنگ زمینی اندک مسافت کم فرسنگ مغرس اشجار گوناگون و منبت ریاحین رنگارنگ ». ( از کتاب ترجمه محاسن اصفهان ص 47 ).
جمله سازی با چشمه ٔ جانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم بدل که تحفه جانان مکن زجان گو را بکار ناید ومارا خجالتست
💡 نبردم هیچ ره در سوی جانان که تا این دم ترا من یافتم جان
💡 گاهی ز وصل افروزیم گاهی ز هجران سوزیم گاهی دری گه دوزیم ای جان و ای جانان من
💡 جان و جانان:امام زمان (عج ) از نگاه امام خمينى (ره )(3)
💡 دلم بی وصل جانان جان نخواهد که عاشق جان بی جانان نخواهد
💡 سحر از شوق جانان مست و مدهوش رسانیدم همی دستم به گیسوش