لغت نامه دهخدا
چراغانی شدن. [ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چراغان شدن. روشن شدن چراغ بسیار در محلی.چراغ بسیار و رنگارنگ در شهر یا در مجلس جشنی روشن شدن. رجوع به چراغان و چراغانی و چراغان کردن شود.
چراغانی شدن. [ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چراغان شدن. روشن شدن چراغ بسیار در محلی.چراغ بسیار و رنگارنگ در شهر یا در مجلس جشنی روشن شدن. رجوع به چراغان و چراغانی و چراغان کردن شود.
چراغان شدن ٠ روشن شدن چراغ بسیار در محلی ٠ چراغ بسیار و رنگارنگ در شهر یا در مجلس جشنی روشن شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراسم نیمه شعبان در ایران نسبت به کشورهای دیگر پر رونقتر است. تدارکات ویژهای که دولت و مردم برای این روز میبینند، بسیار وسیع است. چراغانیهای وسیع، برگزاری جشن، مولودیخوانیهای عمومی و پخش شربت و شیرینی که بسیاری از آنها از سوی مردم و هیئتهای مردمی انجام میشود، برای یادبود این روز برگزار میشود.
💡 از دیگر سرزمینهایی که مراسم مختلف شب برات، از جمله چراغانی، در آنها برگزار میشده، خراسان، عراق، دمشق، مکه و مصر بودهاست و امروزه نیز اجرای این مراسم در مصر و افغانستان ادامه دارد.
💡 چراغانی ز داغت، رخنه های سینه ام دارد کند شبها دل دیوانه ام، ویرانه آرایی
💡 چراغانی که من دارم ندارد لاله زار امشب سرشکم می چکد از چشم تر پروانه می گردد
💡 این میدان در سدهٔ یازدهم هجری قمری (سدهٔ هفدهم میلادی) یکی از بزرگترین میدانهای جهان بودهاست. شوالیه ژان شاردن فرانسوی میدان نقش جهان را زیباترین میدان دنیا دانستهاست. در دوره شاه عباس بزرگ و جانشینان او، این میدان در روزهایی که جشنهای سلطنتی برپا بود، محل بازی چوگان، رژهٔ ارتش، چراغانی، و نمایشهای گوناگون بوده و در سایر روزها محل گردش و خرید مردم بودهاست.