لغت نامه دهخدا
چارکرانه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چارگوشه مربع.
چارکرانه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چارگوشه مربع.
چار گوش. مربع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر یار کرانه کرد او معذور است من ماندم و صبر نیز تا او چه کند
💡 دوئی برخاست اکنون از میانه همه لیلیست، مجنون بر کرانه
💡 از خور زی خواب شو زخواب سوی خور تات برون افگند زمان به کرانه
💡 مدح همه خلق را کرانه پدید است مدحت او را کرانه نی و نه پایان
💡 علمها را کرانه پیدا نیست آن که علمی تمام داند کیست؟!
💡 آنچه من دیده ام ز دست تو دوست شاید ار خیمه بر کرانه زنم