لغت نامه دهخدا
چاربرگی. [ ب َ ] ( ص نسبی مرکب ) اصطلاح قمار. آنکه در بازی آس چهار برگ مختلف در دست دارد.
چاربرگی. [ ب َ ] ( ص نسبی مرکب ) اصطلاح قمار. آنکه در بازی آس چهار برگ مختلف در دست دارد.
اصطلاح قمار. آنکه در بازی آس چهار برگ مختلف در دست دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکش بار دل بهر برگی چو غنچه که صد ساله برگت به باری نیرزد
💡 خصم را بی برگی ما خون رحم آرد به جوش برق چون ابر بهار از کشتزار ما گذشت
💡 گفتمش گل گفت برگی از کتاب حسن ماست گفتمش بلبل گفت از بیقراران منست
💡 ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی برگی خزان گزیده ام از نوبهار می ترسم
💡 دل چیست؟مرده چوبی، چون سوز عشق نبود گل چیست؟ کاه برگی، چون رنگ و بو نماند