فرهنگستان زبان و ادب
{onlay bone graft} [پیوند] نوعی پیوندینۀ استخوانی که بر روی بخش قشری استخوان دریافت کنندۀ پیوند مستقر می شود
{onlay bone graft} [پیوند] نوعی پیوندینۀ استخوانی که بر روی بخش قشری استخوان دریافت کنندۀ پیوند مستقر می شود
💡 نماندم استخوانی هم که باری سگ تو باشد از من میهمانی
💡 دویدیم استخوانی را ز دنبال سگ پندار را از پی دواندیم
💡 از گداز عشق مشت استخوانی گشته است رم چرا چندین سگ لیلی زمجنون می خورد
💡 استخوانی بسر کوی تو آشفته کشید گو سگانت بستانند پی تسکینش
💡 ای فروماندهٔ خود چند بدارد آخر استخوانی دو که در چنگ قضا و قدر است
💡 چهر سیاه فامش قد دراز شکلش...ونی است عاری از گوشت...یری است استخوانی