پیمان مقطوع
مترادفها
قرارداد قطعی، عهد قطعی، توافق قطعی
متضادها
پیمان مستمر
فرهنگستان زبان و ادب
{lump sum contract, fixed price} [مدیریت-مدیریت پروژه] نوعی پیمان با قیمت کل ثابت برای یک محدودۀ کاری مشخص، که ممکن است مشوق هایی برای دستیابی به اهداف پروژه یا فراتر از آن نیز به همراه داشته باشد
ویکی واژه
نوعی پیمان با قیمت کل ثابت برای یک محدودۀ کاری مشخص، که ممکن است مشوقهایی برای دستیابی به اهداف پروژه یا فراتر از آن نیز به همراه داشته باشد.
جمله سازی با پیمان مقطوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشیدند سرها که تا زندهایم بدین عهد و پیمان سرافکندهایم
💡 پیمان که به بستیم که پیمانه ننوشیم پیمانه شکستیم بپیمانه توان بود
💡 گفتم ای ترک خطا ترک جفا گوی کهدوست بهر پیمانه نباید که ز پیمان گذرد
💡 ز خواجو کو می و پیمانه داند همان بهتر که از پیمان نپرسید
💡 تا چند گفتند که باز از سر پیمان رفتی مشنو ای دوست خدا را سخن بد گویم
💡 من به جان با دوست پیمان کرده ام نشکنم تا جان بود پیمان دوست
💡 رهبران دو کشور پس از مذاکرات بسیار طولانی و دشوار، در نهایت موفق شدند پیمان مقطوعی برای برقراری صلح و همکاریهای جدید امضا کنند.
💡 دوستان قدیمی پس از سالها دوری، پیمان مقطوعی بستند که هر سال در همین تاریخ خاص، بدون هیچ عذری، یکدیگر را برای دیدار ملاقات کنند.
💡 در آن عصر باستانی، پادشاهان برای جلوگیری از جنگهای بیهوده، پیمانهای مقطوعی مبنی بر عدم تجاوز به قلمرو یکدیگر میبستند تا ثبات برقرار شود.