پیره یوسفان

لغت نامه دهخدا

پیره یوسفان. [ رَ س ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان اهر. واقع در 13هزارگزی جنوب باختری اهر. و دو هزار و پانصد گزی شوسه ٔتبریز به اهر. کوهستانی، معتدل، دارای 422 تن سکنه.آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان گلیم و فرش بافی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
پیره یوسفان. [ رَ س ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. واقع در 19/5 هزارگزی شمال کلیبر و 19/5 هزارگزی شوسه اهر به کلیبر. کوهستانی، معتدل، دارای 181 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری.صنایع دستی آن فرش و گلیم بافی راه آن مالرو است. محل دو قسمت است و بفاصله هزار گز از یکدیگر بنام پیره یوسفان بالا و پیره یوسفان پائین. سکنه پیره یوسفان پائین 74 تن میباشد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی جزئ دهستان گرمادوز بخش مرکزی شهرستان اهر

جمله سازی با پیره یوسفان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شها تو یوسف حُسنی و یوسفان جهان به پیش حُسن تو چون صورتند بر دیوار

💡 نبود قیمت یوسف ز هفده قلب فزون هزار جانت فزون یوسفان بها کرده

💡 یوسفان چنگال در دلوش زده رسته از چاه و شه مصری شده

💡 یوسفان از مکر اخوان در چهند کز حسد یوسف به گرگان می‌دهند

💡 به حارسان نکوروی من خطاب کنید که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید

💡 لعل ها از سنگ ره آید برون یوسفان او ز چه آید برون

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز