پیر یادگار

لغت نامه دهخدا

پیر یادگار. [ رِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چایپاره بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی. واقع در 20هزارگزی شمال خاوری قره ضیاءالدین و 3 هزارگزی جنوب راه تاج خاتون به گجلر. کوهستانی، معتدل، مالاریائی.دارای 125 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات.شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چایپاره بخش قره ضیائ الدین شهرستان خوی

جمله سازی با پیر یادگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در کتاب یادگاران مرگ توسط بلاتریکس لسترنج، مرگ‌خوار ارشد، به قتل رسید.

💡 نام مجنون در جهان هرگز نبوده این چنین گر چنان بودی که چون من یادگاری داشتی

💡 در هزار و صد بازی دنیس رکورد ۱۵٫۵۳۵ امتیاز و ۴٫۲۴۹ ریباند و ۵٫۴۹۹ اسیست را به یادگار گذاشت.

💡 ترسمت سر خجل از خاک برآری که به حشر یادگاری به رخ از خاک دری می‌باید

💡 پادشاها دیدهٔ اهل جهان روشن به تست این جهان را بزمت از کیخسرو و جم یادگار

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز