پیر صفه ٔ هفتم
لغت نامه دهخدا
پیر صفه هفتم. [ رِ ص ُف ْ ف َ / ف ِ ی ِ هََ ت ُ ] ( اِخ ) مراد ستاره زحل است:
آنکه پیر صفه هفتم سبکدل شد ز رشک
از وقار تو بر او چندان گرانی آمده ست.سنائی.
فرهنگ فارسی
مراد ستاره زحل است
جمله سازی با پیر صفه ٔ هفتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برده است سبق به دولتِ خاک چارم کشور ز هفتم افلاک
💡 آن را که نور شرع دلیلست دور نیست گر بگذراند از فلک هفتمین علم
💡 به هفتم که بستیهد اندر دروغ به بیشرمی اندر بجوید فروغ
💡 کز برای من بدش سجدهٔ ملک وز پی من رفت بر هفتم فلک
💡 قدم بر تارک کروبیان زن علم بر بام هفتم آسمان زن
💡 کوی تو گر بکاوند از نقش پای عشاق تا هفتمین زمین هم نقش قدم برآید