پیر بدیر

لغت نامه دهخدا

پیربدیر. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گورک بخش حومه شهرستان مهاباد. واقع در 61 هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و 22 هزارگزی خاور شوسه مهاباد بسردشت. کوهستانی، سردسیر، سالم. دارای 35 تن سکنه. آب آن از رودخورخوره، محصول آنجا غلات و توتون و حبوبات.شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی جاجیم بافی، و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان گورک بخش حومه شهرستان مهاباد

جمله سازی با پیر بدیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جور و جفای تو نیک و بد بسر آید خط تو آخر بدیر و زود برآید

💡 به هر طرف نکند جلوه‌گر جمال تو از چیست گهی بدیر و گهی بر در حجاز نشیند

💡 آئی بدیر و روی بگردانی از حرم و انفاس عیسی از دم رُهبان طلب کنی

💡 رهبانت ار بدیر مغان راه می دهد آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست

💡 بدیر و صومعه دیدم بچشم او او را گهیش زاهد و عابد گهیش خماری

💡 ای شیخ اگر بدیر فنا بگذری شبی جز شید و حیله هر چه تو خواهی میسر است

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز